ساختمان لانهام را به پایان رساندهام
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
ساختمان لانهام را به پایان رساندهام و به نظر میرسد که کارم با موفقیت توأم بوده است. از بیرون فقط سوراخ بزرگی دیده میشود، اما این سوراخ به هیچ جا نمیرسد برای اینکه وقتی چند گامی در آن بروید به یک صخرة محکم طبیعی میرسید؛ من هیچ ادعا نمیکنم که این خدعه را عمداَ ترتیب دادهام این نیز یکی از کارهای سا...
کیک تولد برای داستانی نزاییده...
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
جایزه ادبی جلال آل احمد در دوره های پیشین هرچند برگزیده ای نداشت اما همان نیمه برگزیده هایش کلی حواشی به راه می انداخت . خیلی ها به این نیمه برگزیده ها برچسب دولتی بودن می زدند و خیلی ها شاکی می شدند که چرا کسی برگزیده اعلام نشده است . پس طبیعی است که اعلام شدن یک نویسنده به عنوان برگزیده اصلی در د...
زنگ آخر بود .......
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
زنگ آخر بود . از کلاس فرار کردم، از امتحان جبر! در گوشه ای از حیاط ،خودم را گم و گور کردم. اما دلهره ی امتحان و جواب ندادنبه سوالات جبر و نمره صفر .. اکنون چند سال از آن روز می گذرد اما باز هم دلهره ی امتحان جبر آن روز را باخود دارم. به پسرم گفتم: «اگه بلد نیستی،اگه خواستی سر جلسه امتحان حاضر نشی، ا...
همان لبخندی که بر لب داشت
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
- دایانا خانوم کیه؟ دایانا ... ، باهات کار دارم .سهیل ، با قبول کردن حرفهای دایانا ، حوالی میدان که رسید ، خودرو را متوقف کرد . روی خود را به دخترک کرد و کمرش را به در تکیه داد . عینک دودی را از چشمانش برداشت .چهره ای نسبتا گیرا داشت . ته ریشی به صورتش بود و موهایی ژولیده داشت که تا گوشش را می پوشان...
چند دقیقه دیگه هم با هم باشیم
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
. ولش کن ، فعلا عجله ندارم . بهتره چند دقیقه دیگه هم با هم باشیم . آخه من تازه تو رو پیدا کرده ام . تو که مخالفتی نداری ؟- نه ، من که اومده بودم حالی عوض کنم . حالا هم کی بهتر از تو که حالم رو عوض کنه . فقط باید عرض کنم که الان ساعت نه و نیمه ، حواست باشه که دیرت نشه .دخترک با شنیدن صحبت های سهیل، و...
کار نکرده ای و دوست داری کار کنی
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
گفت:{اگه خواستید بقیش تو ادامه مطلبه}- اِی ، بد نیست . اما دیگه یک ماهی هست که خریدمشون . خیلی قدیمی شده اند ... . ولش کن ، اصلا از خودت بگو ، گفتی موسیقی کار نکرده ای و دوست داری کار کنی ، آره؟- چرا ، تا چند سال پیش یه مدتی پیانو کار می کردم.دخترک ، سعی می کرد دلبرانه سخن وری کند ، اما ناگهان به جو...
الان هم محض تفریح دارم می رم صادقیه .
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
-دخترک با شنیدن این حرفهای سهیل ، چهره اش گلگون شد و به تشویش افتاد .- من که گفتم ، اسمم دایاناست . 23 سالمه و کار هم نمی کنم . خونمون سمت الهیه است و الان هم محض تفریح دارم می رم صادقیه . تا حالا بوتیک های اونجا نرفته ام . با یکی از دوستام اونجا قرار گذاشته ام تا بوتیک هاش رو ببینیم و اگه چیز قشنگی...
فامیل که نداریم ، برای تفریح رفته بودم ونیز.
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
دخترک بادی به غبغب انداخت و سریع پاسخ داد:- اتفاقا من هم یک هفته پیش از اسپانیا برگشتم.- اِه، شما هم اونجا فامیل دارید؟ کدوم شهر.- فامیل که نداریم ، برای تفریح رفته بودم ونیز.پسر جوان نیشخندی زد و گفت : اصلا ولش کن بابا ، اسم قشنگتون چیه؟- من دایانا هستم. اسم تو چیه، چند سالته؟ چه کاره ای؟- چه خبره؟...
- آخی ، سرچی؟ لابد پول بهت نمی ده
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
. اصل قضیه اینه که، قبل از اینکه با ماشین بزنم بیرون و در خدمت شما باشم ، توی خونه با بابام دعوام شد .- آخی ، سرچی؟ لابد پول بهت نمی ده- نه ، تنها چیزی که میده پول . مشکل اینجاست که فردا دارم می رم بروکسل، اونوقت این آقا گیر داده بمون توی شرکت کار داریم .با گفتن این جملات توسط پسر جوان ، دخترک، با ا...
نمیشنوی مگه ، انگلیسی می خونه
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
تمسخر آمیزی سر داد .- ها ها ها ، این که اریک کلاپتون . نمیشنوی مگه ، انگلیسی می خونه . اصلا کجاش شبیه کریس دبرگ!- اِه ، من تا الان فکر می کردم کریس دبرگ . مثل اینکه خیلی خوب اینا رو می شناسید ها .دخترک ، قیافه ای به خود گرفت و ادامه داد: " اِی ، کمی "- پس کسی طرف حسابمه که خیلی موسیقی حالیشه . من مو...
رتش را نظم می داد ،گفت :" توی ماشینت چیزی
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
". دخترک با متعجب ساختن پسر جوان، صندلی عقب را برای نشستن انتخاب کرد .چند لحظه ای از حرکت خودرو نگذشته بود که دختر جوان ، در حالی که روسری کوچک و قرمز خود را عقب و جلو می کشید و موهای سرازیر شده در کنار صورتش را نظم می داد ،گفت :" توی ماشینت چیزی برای گوش کردن نیست "- البته .پسر جوان ،سپس پخش خودرو ...
جلو دقیقا روبروی دختر جوان قرار گرفت این اولین خودرویی نبود که روبروی دختر توقف ژ راه
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
ه طور ناگهانی ترمز کرد . خودرو چند قدم جلوتر از دختر جوان از حرکت ایستاد ، اما راننده، خودرو را به عقب راند، تا جایی که پنجره جلو دقیقا روبروی دختر جوان قرار گرفت این اولین خودرویی نبود که روبروی دختر توقف می کرد ، اما هریک از آنها با بی توجهی دختر جوان به راه خود ادامه می دادند . دختر جوان، مانتوی ...
فادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
از جانب خداى متعال ندا آمد که :- اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده کنم، اما، هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ میدانى که باید فرمان دهم تا فرشتگانم روى اقیانوس آرام را آسفالت کنند ؟ هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود ؟...
های کوهنوردی کشورمان منجر شده است؟
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
د و مستقل پرداخت. بخصوص برنامه برودپیک 88 باشگاه آرش بدون حمایت وی کیفیتی کاملا متفاوت می یافت. - از موجه ترین چهره های کوهنوردی کشورمان منجر شده است؟ چطور آقای بابازاده که در ابتدای تصدی این مقام توسط آقای شعاعی با فدراسیون همکاری هایی داشت در اواخر این دوران مجبور شد در جایگاه متهم قرار گیرد؟ چه ...
یلی. فقط سر درد و کمر درد داشتم.و خوابیدم.. یه روز پای تل
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
- نمیدونم.. فکر نکنم. خودمم تو شک بودم.. شب رفتم خونه, خودم چیزیم نبود خیلی. فقط سر درد و کمر درد داشتم. تا 3 4 روز فقط قرص خوردم و خوابیدم.. یه روز پای تلفن بودیم, همه اش خودشو سرزنش می کرد که من مقصر و این چیزها.. با خودم گفتم بذار بهش بگم اگه میخواد بهم بزنه اشکالی نداره, چون نمیدونستم از اون شب ...
رانندگی توی اون جاده تو بارون
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
- اینم از شانس من.. ج-چیه از بارون خوشت نمیاد؟-چرا اما از رانندگی توی اون جاده تو بارون خوشم نمیاد. ج- چیزی نمیشه بهت قول می دم.توی راه بودیم... بارونش بد نبود.. جاده هم بدک نبود. سرم تو رانندگیم بود که دیدم از پشت یه ماشین با سرعت بالا و نور بالا خودشو نزدیک ماشینم کرد.. میخواست ردم کنه اما نمی ک...
همون روز می خواستیم با هم بریم خرید.
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
خوب منم با هرچی دختر دوست شدم ازم سو استفاده کردن و ولم کردن.. دلیل نمیشه که.هیچی نگفت.. چشماشو بست. فردای رفتم دونبالش, دیدم خونه اشون یه دختر دیگه ای هم هست. -قراره این تنها بمونه اینجا؟ج-نه می تونی ببریش خونه؟- این که تو برنامه نبودج-لطفا""!!! هر کاری بگی می کنم.با خودم گفتم جهنم می برمش.- حالا خ...
و دیدیم, و بعد فیلم اومدیم و نشستیم تو ماش
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
خلاصه اون روز هم گذشت داش کامی.. تا یه شب به صورت خیلی اتفاقی با هم قرار گذاشتیم تا بریم سینما.. رفتیم فیلم و دیدیم, و بعد فیلم اومدیم و نشستیم تو ماشین. داشتم به آهنگ گوش می دادم که صداشو کم کرد. بهم نگاه کردو گفتج- یه سوال بکنم؟- بکنج-این دوستی منو تو از اون دوستی های الکیه؟- نه کی چنین حرفی زد؟ج-...
ستی فدراسیون کوهنوردی برگزیده شد امید ز
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/13 | ساعت: 5:00
بعد از مدتی که آقای شعاعی* به سرپرستی فدراسیون کوهنوردی برگزیده شد امید زیادی داشتم که یخهای روابط بین کوهنوردان مستقل با فدراسیون آب شود. ایشان با روی باز پذیرای کوهنوردان خارج از فدراسیون بود و طی چند سال در حد توان خود به حمایت از کوهنوردان منتق- خرید کپسول لاغری دکتر جیمز،قویترین داروی لاغری - ...
باورم نمیشود که خاموشی
◷
تاریخ انتشار: 1391/4/12 | ساعت: 18:12
باورم نمیشود که خاموشیکه تو نشسته و نگاه بکنی و من آتش گرفته آب شومچشمهایی که دوستش داری خسته از اشک و شب نخوابیدن کور شوند و من سراب شومدستهایم بخواندت هر روزدستهای تو کنارتر برود و من آهسته ترخراب شوم