خلاصه اون روز هم گذشت داش کامی.. تا یه شب به صورت خیلی اتفاقی با هم قرار گذاشتیم تا بریم سینما.. رفتیم فیلم و دیدیم, و بعد فیلم اومدیم و نشستیم تو ماشین. داشتم به آهنگ گوش می دادم که صداشو کم کرد. بهم نگاه کردو گفت
ج- یه سوال بکنم؟
- بکن
ج-این دوستی منو تو از اون دوستی های الکیه؟
- نه کی چنین حرفی زد؟
ج-آخه من با هر پسری دوست شدم همه اشون منو ول کردنو رفتن
برچسب:
نویسنده: تابیدن