خرید بک لینک
پائولو کوئلیو در باب این که پژواک اعمال بی شک  بسوی ما برگشت خواهد شد حکایتی جالبی را نقل میکند:

پیرمردی بود که در طول عمرش کار کرده بود و در هنگام باز نشستگی کارخانه ای خرید و مدریت آن را به پسرش سپرد و تصمیم گرفت بقیه عمرش را در حال استراحت در خانه اش بگذراند.

سه سال گذشت  و پسرش مرتب غرولند میکرد و به دوستانش میگفت:پدرم هیچ کاری نمیکند فقط باغچه را تماشا میکند و من مجبورم مثل برده کار کنم و شکم او را سیر کنم.

پسر جوان یک روز تصمیم گرفت که به این شرایط نابرابر پایان دهد.صندوق چوبی بزرگی ساخت و به ایوان خانه برد و به بهانه ای به پدر گفت:پدر لطفا وارد این صندوق شوید.پدر اطاعت کردو پسر صندوق را در ماشین گذاشتو به کنار پرتگاهی رفت

وقتی خواست صندوق را به ته دره بیاندازد صدای پدرش را شنید که میگفت:

پسرم اگر میخواهی مرا پایین بیاندازی اشکالی ندارد..اما صندوق را نگه دار چون تو اکنون یک الگو ساخته ای و بچه هایت به موقع اش میتوانند از این صندوق استفاده کنند!


برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: يکشنبه 18 تير 1391 ساعت: 18:09

صفحه بندی