خرید بک لینک

جایزه ادبی جلال آل احمد در دوره های پیشین هرچند برگزیده ای نداشت اما همان نیمه برگزیده هایش کلی حواشی به راه می انداخت . خیلی ها به این نیمه برگزیده ها برچسب دولتی بودن می زدند و خیلی ها شاکی می شدند که چرا کسی برگزیده اعلام نشده است . پس طبیعی است که اعلام شدن یک نویسنده به عنوان  برگزیده اصلی در دوره کنونی حرف و حدیث های بیشتری به دنبال داشته باشد . بیاید کمی دقیق تر به این جایزه نگاه کنیم و ببینیم علت این همه حاشیه و این همه خبرپراکنی در مورد این جایزه چیست ؟

آیا می توان گفت علت نام نویسنده ای است که این جایزه با اسم او شناخته می شود ؟ به اعتقاد من و کسان بسیاری که حرفهایشان را در این مورد شنیده یا خوانده ام،  جلال آل احمد نویسنده ای جریان ساز در ادبیات داستانی ما نبوده است . هیچ سبک و نوآوری تکنیکی در داستان های او به چشم نمی خورد که بتواند داستان نویس جوان امروز را جذب کند . اگر با تردید جلال آل احمد را نویسنده ای خوب در دوران خودش بدانیم باز هم می بینم که در دوران او نویسندگان بهتر و قدرتری بوده اند و شاید شایسته تر و منصفانه تر بود که چنین جایزه ای به نام آنها مزین شود . پس این دلیل نمی تواند دلیلی موجه در مهم دانستن این جایزه باشد .

آیا این اهمیت می تواند به دلیل داوران و هیات علمی این جایزه ادبی باشد ؟ متاسفانه هر چه تلاش کردم موفق نشدم داوران این دوره را بشناسم چون ظاهراً قرار نبوده اسامی داوران اعلام شود .در دوره های پیشین هم که یک سری اسم به عنوان داور و هیات علمی اعلام شده بود انعکاس مثبتی نداشت و انتخاب شدنشان تحسینی  را به دنبال نداشت . هر کسی که داستان نویسان و منتقدان امروز ایران را بشناسد با مرور این نام ها به راحتی پی خواهد برد که تمام داوران از طیف فکری و ادبی خاصی هستند که همیشه مورد لطف و حمایت مسئولین واقع می شوند . آیا این حرکات شایسته و در خور یک جایزه ملی است ؟ اصلا می توان جایزه ای را با چنین شرایطی ملی دانست ؟ پس نمی توانیم بگویم علت اهمیت این جایزه داوران نمونه آن بوده است .

آیا این اهمیت به برگزار کنندگان و مسئولان برمی گردد ؟ با مراجعه به پیشینه این جشنواره می بینیم که این جایزه مصوب جلسه 565 مورخ 21/4/84 شورای عالی انقلاب فرهنگی است . رییس هیات امنای آن وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و دبیری آن بر عهده معاون فرهنگی این وزارت خانه است . پس این جایزه جایزه ای کاملا دولتی است که سیاست هایش را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می گیرد . اما تنها جایزه جلال آل احمد در کشور دولتی است ؟ مسلماً خیر و جوایز دولتی زیادی هر ساله در حوزه ادبیات برگزار می شود . عملکرد جانبدارانه و صنفی جایزه های دولتی در گذشته نیز دلیلی دیگر در ایجاد نگاه منفی نویسندگان به این جایزه است . پس دلیل اهمیت این جایزه به برگزارکنندگان آن هم نیست .

آیا اهمیت این جایزه به خاطر برندگان سابقش بوده ؟ همانطور که اشاره شد این جایزه تاکنون  برگزیده ای نداشته که بخواهد موجب اعتبار این جشنواره باشند . آثاری هم که  در دوره های قبل مورد تقدیر واقع شدند نتوانستند جایگاه مهمی در ادبیات سال های اخیر داشته باشند و ما در این سال ها کتاب هایی داشتیم که مورد استقبال عموم نویسندگان و منتقدان کشور واقع شده اند ولی هیچ اسمی از آن ها هم در این جایزه برده نشد .

 

و حال می پرسیم که آیا علت  این همه سر و صدا در مورد این جشنواره به خاطر جایزه اش بوده ؟ نیازی نیست برای رسیدن به این جواب به مغزتان فشار زیادی بیاورید .  کافی است در اینترنت عنوان برنده جایزه جلال آل احمد را جستجو کنید . می بینید که تیتر" 110 سکه جلال آل احمد به منصور انوری رسید " صفحه مرورگر شما را اشغال می کند . سکه هایی که ادم را یاد مهریه های امروزی می اندازد . گران ترین جایزه تاریخ ادبیات ایران بودن هرچند عنوان بزرگ و دهان پرکنی است است اما اگر دلیل مهم بودن جایزه ای تعداد سکه هایش باشد برای آن جایزه بسیار زشت و ناپسند خواهد بود . گران بودن یک جایزه قطعا می تواند دلیل خوبی برای دیده شدن آن باشد و همینطور هدیه خوبی برای تشویق برگزیده یا برگزیدگان .  اما ای کاش برگزار کنندگان این جایزه به جای هدر دادن انرژی برای کسب چنین بودجه کلانی به فکر برگزاری اصولی و علمی آن بودند . چرا که ما در مصاحبه ها و خبرهایی که در این باره منتشر شده بود خواندیم که اثر برگزیده جایزه جلال آل احمد رمانی  است که هنوز نویسنده اش هم نمی داند در پایان به چندمین جلد خواهد رسید و در مصاحبه ای می گوید" در برآوردی اولیه چهارده مجلد برای این رمان پیش بینی شده بود اما به شکلی که الان جلو می رود بالغ بر بیست جلد خواهد شد " ظاهراً برنده جایزه جلال آل احمد رمانی نا تمام و نانوشته است که از بیست جلد آن فقط هشت جلدش نوشته  و منتشر شده است !!!

بنده با بسیاری از نقدها که می شنوم موافق نیستم . خیلی ها می گویند چطور نویسنده برگزیده تا به حال در ادبیات داستانی نامی نداشته است . این نمی تواند یک حرف اصولی و منصفانه باشد . یا چون در یک جای خاص این کتاب چاپ شده نخوانده موضع بگیریم که این کتاب چنین است و چنان است . حتی دولتی بودن یک جایزه هم دلیلی برای بد بودن آن نیست . وظیفه دولت است که از این برنامه های فرهنگی برگزار کند و از ادبیات حمایت کند . اما با رعایت شرایطی منصفانه و بی طرفانه .  در این متن هم قصد ندارم که  برگزیده و برنده این جایزه را تکذیب و تخریب کنم  زیرا که او هم نویسنده ای است مثل خود  من و دیگر دوستان داستان نویسم .

نوک پیکان حرف من متوجه برگزار کنندگان و داوران این جشنواره است که اثری ناتمام و متولد نشده را به عنوان اثر برتر یک جایزه اعلام کرده اند .شاید گفته شود این اثر تا به اینجا هم آنقدر قدرتمند بوده که برنده شدن در این جایزه حقش بوده اما پاسخ این است که یک رمان نیمه تمام حتی اگر قرار باشد به یک  شاهکار جهانی تبدیل شود  حتا حق شرکت در جایزه را ندارد چه برسد به آنکه برنده آن جایزه اعلام شود .این تصمیم نه منطقی است و نه تصمیمی است سازگار بر روح و نفس ادبیات داستانی .

برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 7:38

صفحه بندی