خرید بک لینک

دل من مست ، که از پیش تماشا بشود

توی این زندگی مسخره حاشا بشود

خنده ی زار کسی روی پتویی کهنه

خوابگاهی و کلاغی و ظروفی کهنه 

زندگی که نفسی میرود و باز ؟ نگشت

توی یک پیچ خطرناک توی جاده ی رشت

دل من بازی تلخی شدو در چاه افتاد

دل تلخش وسط راه به بیراه افتاد

وسط فاجعه آهنگ خطرناکی داشت

ادعابرد به قاضی : که دل پاکی داشت

مات بودم وسط بازی شطرنجی تو

گریه میشد دلم از  خنده ی نارنجی تو

 خسته ای خسته تر از شعر فراموش شده

خسته ام مثل خداوند که  مدهوش شده

فکر یک وسوسه ی سرخ : منم توی تنت

فکر یک خیسی نمدار  ،   شبی  در کفنت

دست برده ست کسی در شب تنهایی ما

وای بر حال خراب و  دل شیدایی ما 

وای بر دست دلم ،توی تمام  بازی

وای بر هر چه دلِ غرق در  اتا نازی

برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: دوشنبه 12 تير 1391 ساعت: 18:12

صفحه بندی