خرید بک لینک

جملات زیبا و دلنشین

اگر دبیر فارسی بودم نامت را اولین غزل ازصفحه می نهادم.اگر دبیر جبر بودم عشق مجهول تورا بر قلب معلوم خودم بخش می کردم تامعادله محبت پدید اید. و اگر دبیر هندسه بودم ثابت می کردم که چگونه شعاع نگاهت ازمرکز قلبم گذشت.

معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوععلم بهتر است یا ثروت را بخواند .پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام.معلم با خط کشچوبی پسرک را تنبیه کردو او را بیرون از کلاس پا در هوا نگه داشت.پسرک در حالی کهدست های قرمز وباد کرده اش به هم می مالید زیر لب می گفت آری ثروت بهتر است چوناگر داشتم  دفتری می خریدم و انشایم را مینوشتم.

گاهی خدا درها رو می بنده و پنجره ها را قفلمی کنه زیبا ست اگه فکر کنیم بیرون طوفان می اید و خدا می خواهد ازت محافظت میکنه.

دوست اشتن را از کودکی اموختم که در نقاشیاش  خورشید را سیاه می کشید تا پدر کار گرشزیر افتاب نسوزد.

من با قلم محبت روی گلبرگ های عشق  با دستانی لبریز از محبت  ومهر و چشمانی بارانی می نویسم...................دوستت دارم مادر

امام علی :ای مالک اگر در شب هنگامی کسی رادرحال دزدی دیدی فردا به ان چشم نگاهش نکن .شاید صبح توبه کرده باشد  و تو ندانی.

برچسب: نویسنده: تابیدن تاريخ: شنبه 10 تير 1391 ساعت: 18:19

صفحه بندی